دیوار
-
تاریخ: 1397/9/25 ساعت: 12:46
وقتى دارى حرف مى زنى تند و تند و من فقط دارم به صدات گوش مى كنم به چشمات و لبات به صورتت به اينكه چه قدر هر دو مون بزرگ تر شديم از وقتى همو شناختيم بعد يه دفعه اسممو صدا مى كنى میگى حواست هست مِن مِن
Fall again
-
تاریخ: 1397/9/25 ساعت: 12:46
Far away
حرف از نگفتن
-
تاریخ: 1397/9/25 ساعت: 12:46
ما آدما با سکوت کردن بیشتر همدیگه رو میشناسیم شاید تو نبودنمون بیشتر همدیگه رو بشناسیم اگه بخوابم شما رو بشناسم ازتون میخوام چند تا عکس یا آهنگ که دوست دارید و بفرستین میخوام بدونم خوشحال یا نار
بچه کلنل
-
تاریخ: 1396/11/5 ساعت: 23:40
تازه آبان یادش اومده بود که میتونه سرد باشه ... تو مسیر چند نفر بودن که بلال درست میکردن . وقتی از کنارشون رد میشدم چند لحظه ای دستم و رو ذغال کنارشون گرم میکردم ... وقتی بهش رسیدم هنوز همون شالگردن و داشت هنوز عین نسخه چینی امیلی بود ! فکر کردم قراره همون بیرون بشینیم و حرف بزنیم ولی دیدم دو تا بلی...
Ask
-
تاریخ: 1396/11/5 ساعت: 23:40
اشک مایعی است که به صورت پی در پی از غدد اشکی درچشم ترشح میشود و نقش حفاظت و مرطوب کردن و تغذیهای دارد. اشکهایی که هنگام گریه تشکیل میشوند به احساساتی شدید همچون اندوه، خوشحالی، هیجان، حیرت و لذت مربوطند. خنده و خمیازه نیز میتوانند به تشکیل اشک منجر شوند. + نوشته شده توسط نویسنده |
بچه کلنل
-
تاریخ: 1396/9/16 ساعت: 13:35
تازه آبان یادش اومده بود که میتونه سرد باشه ... تو مسیر چند نفر بودن که بلال درست میکردن . وقتی از کنارشون رد میشدم چند لحظه ای دستم و رو ذغال کنارشون گرم میکردم ... وقتی بهش رسیدم هنوز همون شالگردن و داشت هنوز عین نسخه چینی امیلی بود ! فکر کردم قراره همون بیرون بشینیم و حرف بزنیم ولی دیدم دو تا بلی...
تَخین
-
تاریخ: 1396/9/16 ساعت: 13:35
خیسِ مشکی
-
تاریخ: 1396/9/16 ساعت: 13:35
+ میشه هی از این چاله نپری تو اون چاله ؟ - مگه فرقی هم میکنه ؟! ... سر تا پا خیس شدیم که + نمیدونم، فقط بیا آروم قدم بزنیم ... تو کیف سازت آب نمیره ؟ - نه ضد آبه، ولی کفشام پر آب شد + چیزی نمونده الان میرسیم به ماشین - مگه فرقی هم میکنه ؟ + نه، هیچوقت فرقی نمی کرد، اگه قرار بود همه چی فرق کنه حتی ای...
نجاتِ غریق، غریقِ نجات
-
تاریخ: 1396/9/16 ساعت: 13:35
غروب بود ، مثل الان . بر عکس همه فیلما پشتش به پنجره بود و داشت من و نگاه میکرد ... منم که خب، بیشتر از ۵ ثانیه نمیتونستم تو چشماش نگاه کنم !!! - هنوزم دیالوگ مینویسی ؟ + نه - پس چی مینویسی ؟ + چیزی نمی نویسم ، بیشتر قدم میزنم - ... + بعضی موقع که دارم قدم میزنم، غرق میشم - تو چی غرق میشی ؟ + نمیدون...
Ask
-
تاریخ: 1396/9/16 ساعت: 13:35
اشک مایعی است که به صورت پی در پی از غدد اشکی درچشم ترشح میشود و نقش حفاظت و مرطوب کردن و تغذیهای دارد. اشکهایی که هنگام گریه تشکیل میشوند به احساساتی شدید همچون اندوه، خوشحالی، هیجان، حیرت و لذت مربوطند. خنده و خمیازه نیز میتوانند به تشکیل اشک منجر شوند. + نوشته شده توسط نویسنده |
1344
-
تاریخ: 1396/9/16 ساعت: 13:35
هر بار که شیرکاکائو رو میگرفتم دستم، ... #س
Mary P
-
تاریخ: 1396/9/16 ساعت: 13:35
یادم نمیره هنوزم صدای دویدنت توی سالن یادمه ولی تو میخواستی بری ... از این شهر ، از جایی که خودمم میخواستم برم شاید به خاطر همین سرزنشت نکردم ولی الان کجایی ؟ + نوشته شده توسط نویسنده |
تب
-
تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 3:25
تب از علائم بیماری بوده و حالتی است که در آن دمای بدن جانوران خونگرم از مقدار طبیعی آن بیشتر شده و نقطه ثبت دمایی در مغز (set-point) جابجا میشود. تب نشانهٔ مبارزهٔ بدن در برابر عوامل بیماریزا است و گاهی نیز پاسخ دمایی دستگاه ایمنی بدن نسبت به عفونتهای داخلی تلقی میشود. در واقع در گرمای حاصل از
میخوای من برم ؟ من نمیرم !
-
تاریخ: 1395/10/6 ساعت: 8:56
I spend these hollow nightsAll aloneSafe from the looking glassThat you kept holdLet's goI saw the sea in youIt was on the riseIt was uneven, soI played the oddsFull of black and bluesFrom all the nights with youI never wanted to goI don't want you anymoreI don't want you to feel the same as meI nev...
ستاره ی سهیلِ سختی و سمباده روی ستون های امید
-
تاریخ: 1395/10/6 ساعت: 8:56
سختی پیش رو هست ! چند روزی برای یک تصمیم .. #برام_آرزو_کنین #♥
شیرین
-
تاریخ: 1395/10/6 ساعت: 8:56
شیرین شخصیت تاریخی با وجههٔ داستانی و از معشوقههای مشهور و کامروای ادب فارسی. شیرین را امیربانویی ایرانی ارمنیاصل دانستهاند که خسروپرویز عاشق او شد.[۱] معشوق خسرو پرویز و معبود فرهاد و سپس زن خسرو پرویز به روایت شاهنامه، مادر نستور یا نستود، شهریار، فرود و مردانشاه (مردان شه). طبری شیرین را، مادرخوا...
...
-
تاریخ: 1395/10/6 ساعت: 8:56
چاپسینگ
-
تاریخ: 1395/10/6 ساعت: 8:56
چیجوری با این دو دسته چوب غذا میخورن ؟! به بچه هاشون مثلا میخوان بگن که ، بخور بخور هواپیما داره میاد ... اونوقت نمیشه که !
میزنم ...
-
تاریخ: 1395/10/6 ساعت: 8:56
بالفعل تراشیدن (اصلاح کوتاه) مو نباید عمل مزخرفی باشه ، مگه نه ؟ یا حتی میتونه بدون منظور باشه ... (!) عموماً پسر ها واسه سربازی موهاشونو میتراشن ... بعضیا برای جراحی ... خیلیا ها هم مجبورن قبل از ریختن مو ها ، همشون رو بتراشن ! بعضی ها هم شاید برای عارضه های پوستی ... ولی من جزو اون دسته ای هستم که...
ترسیدن از نترسیدن و نترسیدن از ترسیدن !
-
تاریخ: 1395/10/6 ساعت: 8:55
در و باز کردم رفتم داخل ... یه اتاق مربع با دیوار های زرد کمرنگ ! - سلام ... + سلام ، آقا سهیل عزیز ... بفرما ... بشین لطفاً - مرسی ... + خوب ... چطوری ؟ دلم برای گرمِ صحبت شدنات تنگ شد . جدی میگم !!! - ولی من برای صحبت های به اصطلاح گرمم پول دارم ، مگه نه ؟ اونوقت مجبورم که چرت و پرت نگم ... + خوب ...