امروز ناهار همش مال خودم نبود !!!
-
تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 2:08
به عنوان مرحله آخر داشتم "بارش ادویه" رو انجام میدادم . که علیرضا در و باز کرد ... ! ریختم و ریختم .............. فک کنم زیاده روی کردم ... ! #حقش_بود
نیروی خطرناکی به نام امید
-
تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 2:08
همواره بشر مدیون نیرویی بوده که همیشه باعث شده تا تسلیم نشه ... John Ottman - Hope شاید مثل سیمرغ یا شایدم مثل نور ستاره ... امید از نیستی ، نا امیدی و نابودی میاد ... از جایی که تو تاریکی مطلق باید دستتونو بکنین توش ! تردید نکن سپیده سر خواهد زد #خاکستر
میدل فینگری
-
تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 2:07
میکنم خاک رو ترک و میشم به آسمون وصل روم رو میکنم به سمت زمین نشون میدم یه شصت بیاه ... #هیچکس
جِنِرِیشِنِ جنون
-
تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 2:07
ما نسل بستنی دوقلو بودیم ............
رستگاری
-
تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 2:07
روزی رو یادم نمیره که رمز وایفای مدرسه رو پیدا کردم و دادم به 320 نفر دانش آموز مدرسه ... فرداش ترافیک اشتراک یکساله مدرسه تموم شد . چه گوشی هایی که آپدیت شدن و چه فیلمها که دانلود شدن ... لقب سیریوس بلک هم که به کارنامه من رفت ... ! و چه دعاهایی که بچه ها برای رستگاری من کردن . #تاریخ_تولد_مدیر #رو...
اندر احوالات تحولات یک دختر
-
تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 2:07
من از اول ابتدایی تا الان همین بودم ... ! یعنی دقیـــــقاً همین بودم ... روز اول ابتدایی و راهنمایی و دبیرستانم هیچ فرقی نمیکرد ! اما برای یک دختر فرق میکنه . اونم خیـــــلی ... اونا تو هر مرحله تغییر اساسی تری میکنن . طی یه مرحله خیلی پیچیده و در ظاهر ساده ولی ناشناخته ، یه دختر میتونه روز ورود به ...
یکی عطسه کرد ادیسون ترسید
-
تاریخ: 1395/7/12 ساعت: 19:38
همه چی خوب بود . من رو به روش نشسته بودم ... دو نفر دیگه هم کنارش نشسته بودن اما همه همکلاسی بودیم . من بینشون تازه وارد بودم ولی خیلی خوب من و بینشون قبول کردن ... داشتیم در مورد ویروس جدید سرما خوردگی که شایع شد حرف میزدیم . که یهو برق رفت ... یکی هم عطسه کرد . منم داشت گریم میگرفت ! #حس_خوب #ترس_...
من میدونم
-
تاریخ: 1395/7/12 ساعت: 19:38
من میدونم باز داره گریه میکنه ... من میدونم . از چشاش معلوم بود که گریه کرده بود ! روز خوبی نبود براش ... از سکوتش میشه فهمید . از لبخند نزدنش قبل از بیرون رفتن میشه فهمید ... نمیتونم ببینم که دیگه اذیتم نمیکنه ! نمیتونم ببینم ناراحته ... اصلاً از اینکه کاری نمیتونم بکنم دارم عذاب میکشم ... خواب هم ...
برخلاف عکس
-
تاریخ: 1395/7/12 ساعت: 19:38
برخلاف آنان که دارند برخلاف رودخانه شنا میکنند اما کاری نمیکنند من خودم را رها کردم با جریان جوانی ... خوشحالم که دارم پیر میشم . #فراموشی
برودت گرمای نگاه
-
تاریخ: 1395/7/12 ساعت: 19:38
شدتِ شکلک
-
تاریخ: 1395/7/12 ساعت: 11:58
زماني که احساس ميکنيم لغات توان انتقال آن احساسي که ميخواهيم را ندارند از اموجي (emoji) استفاده ميکنيم اما گاهي اين تصاوير و شکلکها به خوبي احساساتمان را منتقل نميکنند.نميدونم که توجه کردين يا نه اما من از ايموجي استفاده نميکنم .کلا از هيچگونه شکلکي استفاده نميکنم . حتي از ايموجي هايي که با کاراکتر ...
نینجای خفته در پتو
-
تاریخ: 1395/7/12 ساعت: 11:58
خوبی زندگی کردن اینه که هنوز پتو هست ! علیرضا که لعنت خدایگان اسکاندیناوی بر او باشد ، لَست نایت ناگهان به من رکب زده و پتوی ابریشمی (!) من را که با زحمت های بسیار ، بسیار طول کشید تا گرمش کنم دزدیده و پتوی نامرغوب خویش را بر من نهاد . بنده هم که مجهز به قوی ترین سنسور تغییر دما بودم به سرعت مغز عزی...
062
-
تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 10:39
اولین باری که رانندگی کردم بسیار بسیار فجیح بود . جوری که اگه مرحوم فردوسی هنوز زنده بود یقیناً قسمت اعظمی از کتابش رو وقف افسانه رانندگی من میکرد . من خونه خاله اینا بودم . ماشین شوهرخاله قرار بود واسه رد شدن یه ماشین دیگه جابه جا بشه ، چون جای بدی پارک شده بود . در اون زمان اینجانب ، دختر خاله و خ...
063
-
تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 10:39
من زمان را برای خودم میخواهم . من حتی ، مکان را برای خودم میخواهم . من خودم را حتی برای خودم میخواهم . و اما تو ... تو مالکیت نداشتی . این تنهایی بود که سیگار برگ را به گوشه لبش کشاند و با آن شکم چاقش به سختی از روی صندلی چوبی بلند شد و با تمام وجودش امضای زیر سند "من" شد . اما من ، هنوز چمدان پر از...
064
-
تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 10:39
یه روز موهامو بلند میکنم تا وقتی اعصابم خورد شد ... دستمو بکشم تو موهام ، قشنگ از جلوی موهام شروع میکنم تا پشت سر ... بعد دستمو محکم میکوبم به دیوار ! #لطفا_یکی_اعصابمو_خورد_کنه
052
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 19:24
بنا به گفته های دبیر شیمی عزیزم . ازدواج برای تکامل ماست ... البته این جمله رو حتی بچه کلاس اول ابتدایی هم میگه ... یکی از مزایای حاوی معایب دبیر شیمی ما اینه که تمام عالم هستی رو با شیمی میتونه مثال بزنه ... میگه : ما مثل عناصر هستیم که برای کامل شدن نیاز به واکنش دادن داریم . برای 8 تایی شدن لایه ...
053
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 15:31
054
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 15:31
دیشب بچه ها داشتن برنامه دورهمی میدیدن . منم رو مبل نشسته بودم خواسته یا ناخواسته مجبور بودم که برنامه رو بشنوم ، حتی بعضی لحظه ها هم سرمو میاوردم بالا و میدیدم . قسمتی رسید که دیدم مهمون برنامشون اومد . پرفسور مجید سمیعی بود ... آدم بزرگیه ، من به این که همچین آدمی رو داریم افتخار میکنم ... بگذریم ...
056
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 15:31
زیر دلم درد میکنه ... - میشه معنی اینو بگین ؟ + "دل" که مجازاً میشه قلب . فکر کنم منظور شاعر از بیان "زیر" در این جا ، بنیان و بن قلب باشه . "درد" هم میتونه معانی مختلفی داشته باشه که بسته به این جمله شاید معنی درد آگاهی باشه ... در نتیجه میشه گفت که منظور شاعر این بود که از آگاهی زیاد عمق قلبش به د...
058
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 15:30
اختلال کمتوجّهی - بیشفعالی (به انگلیسی: Attention-deficit hyperactivity disorder)(به صورت مخفف: ADHD) یک اختلال رفتاری رشدی است. معمولاً کودک توانایی دقّت و تمرکز بر روی یک موضوع را نداشته، یادگیری در او کند است و کودک از فعّالیّت بدنی غیر معمول و بسیار بالا برخوردار است. این اختلال با فقدان توجه، ف...