+ الو ، کدوم گوری هستی پس ؟
- هنوز کار ماکتم تموم نشد ... یه ساعت دیگه میام ... نیم ساعت دیگه توستر و روی 100 روشن کن .
+ منتظرم ، باشه .
- راستی ، بهتر شدی سهیل ؟
+ شیرینی خامه ای خوردم که یه بمب انسولین تو بدنم ایجاد بشه که ویروسا نابود بشن ...
- روانی ، دیوانه ... میمیری !!!
+ ترجیح میدم با شیرینی خامه ای بمیرم ...
- نمیدونم چی بگم بهت ... از بچه ها کسی خونه هستن ؟
+ نه کسی نیومد ... من فک کردم با همین ... علیرضا یه لحظه اومد شارژرشو گرفت و رفت ...
- جدی میگی ؟ ... فک میکردم خونه هستن همشون ... شاید رفتن سر پروژه هتل .
+ نمیدونم ، شاید ...
+ شایدم ، باز رفتن "یک قرار و چند نگاه"
[اگه کسی قرار داشته باشه ... چند نفر به طور مخفیانه میتونن زیر نظر بگیرنش]
- نه بابا ... فعلا همه سینگلن ... تازه اگه هم باشه ، منم باید باشم .
+ خیلی نامردین که من و نمیبرین ...
- همون یه بار که شانسی ما رو دیدی و با هممون سلام علیک کردی کافی نبود ؟
+ یه چیزی بگم به کسی نمیگی ؟
- بگو ... ولی میکشمت ...
+ اشکال نداره ... خوب شانسی نبود ... من از قبل میدونستم .
- میکشمت ...
+ با شکلات بکش ...
- چیجوری ؟
+ من و بنداز تو رودخونه شکلات چارلی !!!
- ... به کسی نمیگم ... اما برای همیشه منع میشی از اومدن ...
+ اشکال نداره ... نوبت خودم که شد ، هیچکدومتون رو دعوت نمیکنم !!!
- تو غلط میکنی ...
+ که دعوت نمیکنم ؟
- که قرار بذاری ...
+ خیلی عنی ...
- خدافززززز
(قطع_کرد)
#شتر
Captain Tomato...