
آقا ما داشتیم بسکتبال بازی میکردیم ، در صورتی که بلد هم نبودیم ... یهویی به دو نفر گفتیم آی لاویو ... یکی رفت ، یکی دیگه هم فاک نشون داد ! ای بابا ... #()...
ادامه مطلب
Wings of Love #گوش_فرا_دهیم...
ادامه مطلب
بعضی مواقع چیزی برای به زیر تیغ انتقاد بردن پیدا نکرده و مانند ممدلی گوشه اتاق نشسته و به گل های قالی خیره میشوم ............... xa0 سیناپس های شدید هم اتفاقاً در همین لحظات خنثی اتفاق میوفتد ! از پشم های گوسفند فشرده شده نَمَد ... ناگهان میرسم به اول بیگ بنگ !!! گاهی دقیقه ها و ساعت ها رو به دست باد سپرده و سفری به ماورای دید میکنم و بعد از یک نگاه عمیق به خود سپس ناظر بالای سر خویش شده و ناگه همراه اتوبوس خانوم فریزرxa0وراد کوچکترین قسمت های بدن شده و شاید در جزایر لانگرهانس مشغول دیدن موج سوا...
ادامه مطلب
اگه آدم بدی باشم . بهم شیرطالبی بدن که آدم خوبی بشم ... آدم خوبی میشم ! #به_خون_مسجد...
ادامه مطلب
دیشب خوابم نبرد ... #شروع_شد...
ادامه مطلب
چیزی درون من وجود داره که فکر کنم درون خیلی از آدمای دیگه هم باشه ... "یخ" ! یخ موجود است . بعله ... ! یخ درون من به صورت پیشفرض حالت منجمد داره . حالا این یخ کجا کاربرد داره ؟! سوال خوبیه ... وقتی وارد یه جمع ناشناخته میشم و یا در مقابل کسی قرار میگیرم که نمیشناسم ، یخ درونم کاملا برای چند دقیقه منجمد باقی میمونه !!! میتونه معنی خجالتی بودن بده اما در دنیای وحش من بهش "برانداز کردن شرایط" رو نسبت میدم !!! گاهی اوقات که کودک درونم کمی دراماتیک میشه و نیاز به "شوآف" حس میشه ، یخ درونم خیلی سریع و...
ادامه مطلب
یه همچین انسانی ام من ... و برخلاف نظر عموم در ظاهر ... من در تنهایی کاملا عوض میشم xa0 کماکان که آهنگ های اسپاتیفای داره پلی میشه ، من از پشت لب تاپ تا داخل آشپزخونه رو میرقصم و میرم و بعدش در حالی که حرکات موزون در حال اجرا شدنه سعی در ریز کردن سیب زمینی ها با "عشق" دارم . گرچه فکر کنم که قارچ سوخت ... #شِف...
ادامه مطلب
به عنوان مرحله آخر داشتم "بارش ادویه" رو انجام میدادم . که علیرضا در و باز کرد ... ! ریختم و ریختم .............. فک کنم زیاده روی کردم ... ! #حقش_بود...
ادامه مطلب
من از اول ابتدایی تا الان همین بودم ... ! یعنی دقیـــــقاً همین بودم ... روز اول ابتدایی و راهنمایی و دبیرستانم هیچ فرقی نمیکرد ! اما برای یک دختر فرق میکنه . اونم خیـــــلی ... اونا تو هر مرحله تغییر اساسی تری میکنن . طی یه مرحله خیلی پیچیده و در ظاهر ساده ولی ناشناخته ، یه دختر میتونه روز ورود به دانشگاه فقط با گذاشتن یه مقنعه مشکی تبدیل به یک "خانوم" بشه . میدونین ، من دقیقا همون لحظه ای رو میگم که قبل رفتن خودش رو تو آینه میبینه ... شما نمیفهمین من چی میگم . دیدم که میگم . دیدم ......... #دی...
ادامه مطلب